روزهاست که نمودار سینوسی حال این روزهایم همش در حال افت بوده تا خیز...
حالم خوبه / حالم بده / خوشحالم / افسرده ام / بی انگیزه ام / امیدوارم / آروزمندم....
ولی میتونم حدس بزنم همونطور که من میتونم اول یه عالمه ترشی و لواشک رو بخورم بعد درست پشت سرش پنیر بخورم و بعد بازم برم عسل و شکلات بخورم.. احتمالا نمیتونم بیشتر از این از حال و روزم هم توقع داشته باشم چون مثل طبعم قر و قاطین!!!
ولی دلم اتفاق های خوب می خواد... دلم امید میخواد.. پیشرفت میخواد... دوست داشتن خودمو میخواد.... دلم میخواد از خودم راضی باشم... دلم میخواد خودمو قبول داشته باشم... دوست داشته باشم... خدایا خواهش میکنم به من کمک کن. چرا اینطورم چرا نمیتونم خودمو داشته هامو ببینم... خدایا دیگران در من چی میبینن و خودم چی میبینم....
چرا فکر میکنن من خوب و گرم و موفق و مهربونم... واقعا هستم؟ باورم نمیشه... چرا با خودم نمیتونم اینطوری باشم؟ نکنه واقعا مشکل جدی دارم؟ نکنه از اونی که میترسیدم سرم اومد نکنه چند شخصیتی شدم؟!! خدابا بیا با من مهربون تر باش بیا و ببین این دل بیچاره چی میخواد همش بهانه میگیره.. بیا بهش برسون تا شاید یکم آروم بگیره...خسته شدم از این نگرانی ها از این استرس ها از این بلاتکلیفی ها....نمیخوام بگم ولی گفتم.... دلم آرامش میخواد... فقط همین.. زیاده؟؟

دلم نمیخواد صب با استرس اینکه هنوز قسط بانکمو ندادم چشمامو باز کنم.. نمیخوام در طول روز به این فکر کنم که آیا کارم بالاخره ردیف میشه که برم مامانو بعد 2 سال ببینم یا نه... دلم نمیخواد نگران این باشم که الان که کارم ردیف شده آتلیه رو به کی بسپارم چون این دختره که دوستم بوده و الان پیشمه ساعت های اون کارش با این کار تداخل داره و تا چند وقت دیگه بیشتر نمیتونه بیاد... نمیخوام به کارای اداری که باید انجام بدم فکر کنم.. نمی خوام فکر کنم امروز که از 8 صب بیرون از خونه ام و 10 شب برمیگردم ناهار وشام چی میشه؟ نمیخوام فکر کنم که دارم برای کلاس هام میرم شهر بغلی آیا این راننده خطیه خوب رانندگی میکنه و من زنده و سالم میرسم و برمیگردم یا نه... نمیخوام فکر کنم که بعد کلاس با چه خستگی ای باید برم تو کلاس زبانی که اینقدر دوستش دارم با سر درد بشینم و تازه تکالیفمم رو هم کامل انجام ندادم.. بازم هست ولی نمیخوام بنویسم....
خدایا تو بهتر از من روزها و شب هامو میبینی... من دوستت دارم و شکرت میکنم که سالمم و میتونم اینهمه فعالیت داشته باشم... ولی فکر میکنی لیاقت یکم آرامش رو هم داشته باشم؟